تبلیغات
بای ذنب قتلت....؟

بای ذنب قتلت....؟
المظلومه الشهیده فاطمه سلام الله علیها
قالب وبلاگ
نویسندگان

السلام علیک یا بنت نبی الله ، السلام علیک یا زوجة ولی الله ، السلام علیک یا ام الحسن و الحسین ،

 السلام علیک یا ام ابیها ، السلام علیک  ایتها الطاهره

السلام علیک ایتها الصدیقه المصدقه،




[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 11:41 ق.ظ ] [ حسن حویزاوی ]

دلیل چهارم:
پیامبران گذشته هرگز امر جانشین و انتخاب وصی را به مردم نسپردند، بلكه خودشان هم نمی‌توانستند جانشین انتخاب كنند و تمامی‌اوصیای پیامبران به امر خدا تعیین و توسط پیامبران تبلیغ می‌شده است. همچنین مسأله رهبری در امتهای پیشین به صورت وراثت در خانواده‌های پیامبر بوده است و فرزندان صالح پیامبران مقام رهبری را از آنان به ارث می‌بردند. این مسأله در برخی آیات به خوبی مشخص است :

آیه‌ی اول :

«اِنَّ اللّهَ اصْطَفَى‏ آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ * ذُرِّیَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (آل عمران 34و 35) «خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برترى داد. * آنها فرزندانی بودند كه (از نظر تقوا) بعضى از بعض دیگر گرفته شده بودند؛ و خداوند، شنوا و داناست»

مقصود از اصطفی در این آیه همان برگزیدگی از نظر نبوت و رسالت و یا به عبارت دیگر زعامت و رهبری است و در آیه پس از آدم و نوح از خاندان ابراهیم و عمران سخن به میان آمده است،‌ چنانكه می‌فرماید آل ابراهیم و آل عمران .

آیه‌ی دوم :

«وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِی ذُرِّیَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَیْنَاهُ أَجْرَهُ فِی الدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ» (عنكبوت 27) «و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و نبوت و كتاب آسمانى را در دودمانش قرار دادیم و پاداش او را در دنیا دادیم و او در آخرت از صالحان است»

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 25 فروردین 1395 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ حسن حویزاوی ]
دلیل اول:

«وَ مَن یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعدِ ما تَبَیَّنَ لَه‌الهُدی وَ یَتَّبِع غَیرَ سَبِیلِ المُؤمِنِینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّی وَ نُصلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَت مَصِیراً» «و هر کسی که با رسول خدا مخالفت کند پس از آن که راه هدایت برای او تبیین شد و نیز کسی که راهی غیر از مؤمنین را، پیروی کند كسی را که ولیّ خود قرار داده ما هم اورا ولیّش قرار می‌دهیم (او را به‌ آن ولی وا می‌گذاریم) و به جهنم وارد می‌کنیم و آن بد بازگشت گاهی است.» (سوره نساء/115)

روشن است که سبیل مؤمنین به هیچ وجه نمی‌تواند مخالف سنت و سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله باشد؛ از سوی دیگر از آن جا که سنّت رسول صلی الله علیه و آله مصون از خطاست، لازمه‌ی جمع میان سنّت رسول و سبیل مؤمنین آن است که سبیل مؤمنین، راهی است که در آن گناه و خطا نیست و مصون از خطاست؛ لذا باید این سبیل، سبیل مؤمنین بدون خطا یا معصوم باشد نه سبیل هر گروه‌از مسلمانان].

از طرف دیگر چون ما از مخالفت با سبیل مؤمنین نهی شده‌ایم، ناچار باید آنان را بشناسیم و برای شناختن کسانی که از یك طرف معصوم هستند و از طرف دیگر مخالفت با آنان جایز نیست، تنها راه، این است که خود پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) آنان را معرفی کند، یعنی باید منصوص باشند.

از طرف دیگر جمله «نُوَلِّهِ ما تَوَلَّی» بیان می‌دارد که مخالف با رسول کسی است که سرپرستی غیر از رسول یا ولی منتخب خدا و رسول را اتّخاذ کرده‌است؛ پس به این نتیجه می‌رسیم كه ولیّ و سرپرستی که فرد مخالف با پیامبر، برای خود برگزیده‌است، ولی و سرپرستی انتخابی است، یعنی كسی است كه ولایت او ولایت من دون الله است. (از طریق شورا یا اجماع چند نفر تعیین شده است) در نتیجه منظور قرآن در این آیه شریفه، سرزنش و توبیخ و تهدید کسانی است که ولایت و سرپرستی اولیاء منصوب از طرف خدا را کنار نهاده و سرپرستی و رهبری غیر را پذیرفته‌اند
[1].

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 25 فروردین 1395 ] [ 09:49 ق.ظ ] [ حسن حویزاوی ]

جَون بن حویّ مَولی اَبی‎ذر الغِفّاری

محرم، امام حسین

شیخ طوسی جون را از اصحاب امام حسین علیه السلام شمرده است.(1) «جون» (2) اهل «نوبه» و غلام سیاه پوستی بود که «ابوذر غفاری» آن صحابی با وفای پیامبر او را از قید بندگی و بردگی آزاد کرده بود. «جون» از شیعیان امام علی علیه السلام شناخته می‎شد. او پیوسته پس از ابوذر همراه اهل بیت علیهم السلام بوده است. زمانی در خدمت امام حسن علیه السلام و هنگامی با امام حسین علیه السلام بود. او امام حسین علیه السلام را از مدینه تا مکه و سپس از مکه تا عراق همراهی کرده بود.(3) گویند جون در ساخت و تعمیر سلاح جنگ مهارت داشت. نقل شده جون، در شب عاشورا خیمه ویژه‎ای برای خود برپا ساخته بود تا سلاح یاران حسین علیه السلام را تعمیر و اصلاح کند. در تاریخ آمده است، در روز عاشورا، امام درخواست او را برای جهاد این گونه رد فرمود: تو از جانب من اذن (کناره‎گیری از جنگ) داری، فقط فقط تو ما را برای دستیابی به عافیت همراهی کرده‎ای. بنابراین، خود را به راه و شیوه ما مبتلا مساز. گفته شده بعد از این بود که به خدمت دختر امیر مومنان، زینب(سلام الله علیها) و اطرافیان امام رسید تا آنها را شفیع خود سازد. پس از آن از امام اجازه جهاد گرفت و وارد میدان رزم شد.

درسی که می‎توان گرفت: در راه احیای حق، هر کس باید از ابزار ممکن که مورد قبول نیز می‎باشد، بهره‎مند شود.

 

شهادت جون

جون در روز عاشورا در مقابل امام حسین علیه السلام ایستاده و از آن حضرت اجازه رزم خواست. اما امام به او اذن جهاد ندادند و حضرت فرمودند: ما تو را برای ایام عافیت و آسودگی خریداری کردیم ولی الان خود را گرفتار نکن. جون خود را بر قدم‎های امام انداخت و بر آن بوسه می‎زد و می‎گفت: ای فرزند رسول خدا! من برای آسودگی خاطر خویش در گرفتاری از شما کمک می‎گرفتم. من خود می‎دانم که بوی خوشی ندارم، خویشانم افرادی فرومایه‎اند و رنگم سیاه است. اما شما بر من از آن نفس بهشت گونه‎تان بدمید تا که خوشبو شوم، شرافت خویشاوندی یابم و سیمایم سفید شود. به خدا قسم از شما جدا نخواهم شد تا این خون تیره‎ام با خون پاکتان مخلوط گردد. پس آن گاه امام او را اجاره رزم دادند.(4)

او وارد معرکه جنگ شد در حالی که این رجز را می‎سرود:

کیف یری الکفار ضرب الاسود                                 بالسیف ضربا عن بنی محمد

اذب عنهم باللسان و الید                                      ارجو به الجنة یوم الورود

ای کفار، ضرب شمشیر سیاه را چگونه می‎بینید؟ به شمشیر ضربه‎ای از فرزند محمد، از آنها با زبان و دست حمایت می‎کنم، در حالی که به بهشت در روز قیامت امیدوارم. (5)

بعد از آن، بیست و پنج نفر از سپاه دشمن را به خاک انداخت.

محمد بن ابی طالب می‎گوید: زمانی که جون به زمین خورد، اباعبدالله الحسین علیه السلام بر بالینش آمد و در حق او این گونه دعا فرمود: پروردگارا! سیمای او را سفید کن و او را خوشبوی گردان و با محمد صلی الله علیه و آله محشورش نما، و بین او و محمد و آل محمد، آشنایی برقرار ساز. (6)

علمای ما از امام باقر علیه السلام و از پدرشان امام زین العابدین علیه السلام نقل کرده‎اند: هنگامی که بنی‎اسد برای دفن شهدا، به معرکه جنگ آمدند، بعد از چند روز دیدند که بوی خوشی - چون مشک - از اندام جون متصاعد است. (7)

سلام بر جون در زیارت ناحیه این گونه آمده است: السلام علی جون بن حوی ابن حریّ مولی ابی ذر الغفاری؛ سلام بر جون غلام ابی ذر غفاری.

درسی که می‎توان گرفت: شناخت حق و رهروی آن به ظاهر افراد نیست. استجابت دعای ولی خدا آن قدر با شتاب انجام می‎پذیرد، به گونه‎ای که خواندن او در واقع اجابت خداوند است.

 

پی‎نوشت‎ها:

1. رجال شیخ طوسی، ص70.

2. گاه نام ایشان را «حوی» ظبط کرده اند، ولیکن مشهور «جون» است. مقتل الحسین خوارزمی، ج1، ص237، ولی مفید او را جوین مولی ابی ذر دانسته است. الارشاد، ج2، ص93.

3. ابصارالعین، ص176.

4. اللهوف، ص 47؛ مقتل الحسین مقرم، ص313.

5. بحارالانوار، ج45، ص22؛ ابصارالعین، ص177، با قدری تفاوت در نقل شعر.

6. بحارالانوار، ج45، ص23؛ ابصارالعین، ص177.

7- مقتل العوالم، ج17، ص266؛ بحارالانوار، ج45، ص23؛ نفس المهموم، ص264؛ ابصارالعین، ص177.

 

منبع:

یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .




[ دوشنبه 27 مهر 1394 ] [ 07:33 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]
مسلم بن عقیل بن ابی طالب

(شهادت: ۶۰ق.)، پسر عموی امام حسین(ع) و سفیر او در کوفه هنگام قیام عاشورا. مسلم، به نمایندگی از امام حسین(ع) به کوفه رفت تا اوضاع آنجا را به امام گزارش کند که اگر کوفیان در دعوت خویش مصرّ و صادق‌اند، امام به آنجا برود. وی در گزارشی به امام،از آمادگی کوفیان خبر داد. با نصب عبیدالله بن زیاد به حکومت کوفه و ترس و هراس کوفیان از او، آنان به ناگاه از اطراف مسلم پراکنده شدند و سرانجام وی دستگیر و در روز عرفه(سال ۶۰ق) به دستور عبیدالله به شهادت رسید. مسلم در میان شهیدان قیام امام حسین(ع) جایگاه ویژه‌ای نزد شیعیان دارد. شیعیان او را مظهر وفاداری، شجاعت و جوانمردی می‌دانند. مظلومیت و تنها ماندن او در کوفه، موضوع یکی از روضه‌های ماه محرم در میان شیعیان  است.

منیع : http://fa.wikishia.net/view



[ دوشنبه 27 مهر 1394 ] [ 07:24 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]


ابوالادیان می گوید : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) می کردم . نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی  شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالادیان به امام عرض می کند : ای سید من ، هرگاه این واقعه دردناک روی  دهد ، امامت با کیست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالادیان می گوید : دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالادیان می گوید : باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم . امام می گوید : هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست . ابوالادیان می گوید : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری  بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری  را دیدم که نشسته ، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند . من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم . اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد . چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ایستاد ، طفلی گندمگون و پیچیده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت : ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ایستاد . سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی  امام علی النقی علیه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسید : این کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام . در این موقع ، عده ای  از شیعیان از شهر قم رسیدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند : بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببینید مردم از من علم غیب می خواهند ! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای مردم قم با شما نامه هایی  است از فلان و فلان و همیانی ( کیسه ای ) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا . شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید . رفتند و از کودک اثری نیافتند . ناچار " صیقل " کنیز حضرت امام عسکری (ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است . ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد . درود خدای بزرگ بر او باد .


[ چهارشنبه 10 دی 1393 ] [ 01:37 ق.ظ ] [ حسن حویزاوی ]
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی برای پدرم ( که وزیر معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد .

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 10 دی 1393 ] [ 01:34 ق.ظ ] [ حسن حویزاوی ]

امام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سیاه کمانی ، چشمانی  درشت و پیشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسیار سفید بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود . راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد .



[ چهارشنبه 10 دی 1393 ] [ 01:32 ق.ظ ] [ حسن حویزاوی ]


 


امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد . این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد . کنیه آن حضرت ابامحمد بود .





[ چهارشنبه 10 دی 1393 ] [ 01:29 ق.ظ ] [ حسن حویزاوی ]

آری :إِنَّ اللَّـهَ اشْتَرَ‌ىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ... ا

ینجا بازار است خریدار خداوند فروشنده مومن جنس جان و اموال مومن بها بهشت است .

بشتابید ...........


[IMG]  



ادامه مطلب

[ چهارشنبه 19 آذر 1393 ] [ 02:08 ق.ظ ] [ حسن حویزاوی ]


روز اول: مطابق بعضى از روایات، روز ولادت امام محمد باقر (ع) در سال 57 هجرى.

روز سوم: روز شهادت امام على النقى (ع) در سال 254 هجری.

روز دهم: روز ولادت امام محمد تقى (ع) طبق بعضى از روایات.

روز سیزدهم: روز ولادت امیر مومنان على بن ابى طالب (ع) در داخل كعبه؛ 12 سال قبل از بعثت رسول خدا (ص).

روز پانزدهم: مطابق برخى از نقل‌ها، روز وفات حضرت زینب کبری (س) در سال 63 هجرى.

روز هجدهم: روز وفات جناب ابراهیم، فرزند رسول خدا (ص).

روز بیست و پنجم: روز شهادت امام موسى بن جعفر (ع) در سال 183 هجرى.

روز بیست و ششم: مطابق روایتى، روز وفات حضرت ابوطالب (ع).

روز بیست و هفتم: بعثت پیامبر گرامى اسلام (ص).



ادامه مطلب

برچسب ها: رجب، این،
[ جمعه 12 اردیبهشت 1393 ] [ 04:52 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]

الثالث عشر من جمادى الثانیة ذكرى وفاة أم البنین فاطمة بنت حزام علیها السلام

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 الثالث عشر من جمادى الآخر ذكرى وفاة السیدة الجلیلة ام البنین فاطمة بنت حزام زوج امیر المؤمنین علیه السلام، وهی فاطمة بنت حزام الكلابی العامری، وكنیت بأم البنین لأن لها اربع أبناء كلهم استشهدوا فی كربلاء مع الحسین سید الشهداء علیه السلام، وهی من قبیلة بنی كلاب من العرب الاقحاح من بنی عامر بن صعصعة، شهیرة بالشجاعة والفروسیة، كانت ولادتها على الارجح فی السنة الخامسة للهجرة الشریفة، تزوجت من امیر المؤمنین علی علیه السلام بعد السنة الرابعة والعشرین من الهجرة الشریفة وذلك لأن الأمیر علیه السلام تزوجها بعد إمامة بنت زینب ربیبة الرسول الاعظم صلى الله علیه وآله.




[ پنجشنبه 21 فروردین 1393 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]

زندگینامه اجمالی حضرت امّ البنین سلام الله علیها

ای به سپهر عاطفه بی قرین ... ستاره ی مدینه ، ام البنین

ازدواج امیر المؤ منین على علیه السلام با ام البنین سلام الله علیها

پس از آنکه امیر المؤ منین على بن ابى طالب علیه السلام به سوگ پاره تن و ریحانه رسول خدا محمد بن عبد الله صلى الله علیه و آله یعنى سرور زنان عالمیان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه شهیده راه ولایت و امامت نشست ، برادرش عقیل بن ابى طالب علیه السلام را که آشنا به انساب عرب بود، فرا خواند و از او خواست برایش همسرى از تبار دلاوران برگزیند تا پسر دلیرى براى مولا به ارمغان آورد که سالار شهیدان حسین بن على علیه السلام را در کربلا یارى کند.
عقیل ، ام البنین کلابیه علیه السلام را براى حضرت على علیه السلام برگزید که قبیله و خاندانش ، بنى کلاب ، در شجاعت بى مانند بودند.  بنى کلاب از حیث شجاعت و دلاورى در میان عرب زبانزد بودند، ولبید درباره آنان چنین سروده است ما بهترین زادگان عامر بن صعصعه هستم و کسى بر این ادعا خورده نمى گرفت . الو براء، همبازى نیزه ها (ملاعب الاءسنة )، که در عرب در شجاعت مانند او را ندیده بود، از همین خاندان است .
حضرت امیر المؤ منین علیه السلام این انتخاب از پسندید و عقیل را به خواستگارى نزد پدر ام البنین سلام الله علیه فرستاد. پدر، خشنود از این وصلت مبارک ، نزد دختر خود شتافت و او نیز با سر بلندى و افتخار پاسخ مثبت داد و پیوندى همیشگى بین وى و مولاى متقیان على بن ابى طالب علیه السلام برقرار شد. امام علیه السلام در همسر عقلى سترگ ، ایمانى استوار، آدابى والا و صفاتى نیکو مشاهده کرد و او را گرامى مى داشت و از صمیم قلب در حفظ حرمت او کوشید.

ام البنین ، و دو سبط پیامبر صلى الله علیه و آله

ام البنین بر آن بود که جاى خالى مادر آنها را در زندگى دو سبط پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله دو ریحانه رسول خدا صلى الله علیه و آله و دو سرور جوانان بهشت ، امام حسن و امام حسین علیه السلام ، پر کند؛ مادرى که در اوج شکوفایى پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال خود زد.
فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله در وجود این بانوى پارسا، مادر خود را مى دیدند، و رنج فقدان مادر را کمتر احساس مى کردند. ام البنین سلام الله علیه ، فرزندان دخت گرامى رسول اکرم صلى الله علیه و آله را بر فرزندان خود که نمونه هاى والاى کمال بودند مقدم مى داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان مى کرد.
تاریخ جز این بانوى پاک کسى را به یاد ندارد که به اصطلاح فرزندان هووى خود را بر فرزندان خویش مقدم بدارد. لیکن ام البنین سلام الله علیه توجه به فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله را فریضه اى دینى مى شمرد، زیرا خداوند متعال در کتاب خود همگان را به محبت آنان دستور داده ،و آنان امانت و ریحانه رسول خدا صلى الله علیه و آله بودند . ام البنین با درک عظمت آنان به خدمتشان قیام کرد و در این راه از بذل آنچه در توان داشت دریغ نورزید.
گویند همان روز که پاى در خانه مولا علیه السلام گذاشت ، حسنین علیه السلام هر دو مریض بوده و در بستر افتاده بودند. اما عروس تازه ابو طالب علیه السلام به محض آنکه وارد خانه شد خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و همچون مادرى مهربان به دلجویى و پرستارى آنان پرداخت . چنانکه گفته مى شود خود نیز پس از چندى به مولا پیشنهاد داد که به جاى فاطمه ، که اسم قبلى واصلى وى بوده ، او را ام البنین صدا زند، تا حسنین علیه السلام از ذکر نام اصلى او توسط مولا علیه السلام به یاد مادر خویش ، فاطمه زهرا سلام الله علیه ، نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعى نگردد و رنج بى مادرى آنها را آزار ندهد

اهل بیت علیه السلام ، و ام البنین سلام الله علیها

محبت بى شائبه ام البنین سلام الله علیه در حق فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله و فداکاریهاى فرزندان او در راه سید الشهداء علیه السلام ، در تاریخ بى پاسخ نماند. اهل بیت عصمت و طهارت در احترام و بزرگداشت آنان کوشیدند و از قدردانى نسبت به آنان چیزى فرو گذار نکردند.
شهید که از فقهاى قله پوى شیعه است ، مى گوید: ام البنین سلام الله علیه از زنان با فضیلت و عارف به حق اهل بیت علیه السلام بود. وى محبتى خالصانه به آنان داشت و خود را وقف دوستى آنان کرده بود. آنان نیز براى او جایگاهى والا و موقعیتى ارزنده قائل بودند. زینب کبرى سلام الله علیه پس از رسیدن به مدینه به محضرش شتافت و شهادت چهار فرزندش را تسلیت گفت . چنانکه در اعیاد نیز، براى اداى احترام ، به محضرش ‍ مشرف مى شد.
رفتن نواده رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله ، شریک نهضت حسینى و قلب طپنده قیام امام حسین علیه السلام یعنى زینب کبرى علیه السلام ، نزد ام البنین سلام الله علیه و تسلیت گفتن شهادت فرزندان برومندش ، نشان دهنده منزلت والاى ام البنین سلام الله علیه نزد اهل بیت علیه السلام است .

ام البنین سلام الله علیها واسطه فیض الهى

این بانوى بزرگوار نزد مسلمانان جایگاهى ویژه دارد، و بسیارى از انان معتقدند او را نزد خداوند منزلتى والاست و اگر دردمندى او را به درگاه حضرت بارى تعالى شفیع و واسطه قرار دهد، غم و اندوهش برطرف خواهد شد. لذا به هنگام سختیها و درماندگیها، این مادر فداکار را شفیع خود قرار مى دهند. البته بسیار هم طبیعى است که ام البنین سلام الله علیه نزد پروردگار مقرب باشد تا زیرا وى فرزندان پاره هاى جگر خود را خالصانه در راه خدا و استوارى دین حق تقدیم داشته است .

 


ادامه مطلب

[ پنجشنبه 21 فروردین 1393 ] [ 01:00 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]
صفات ام البنین


كانت ام البنین سلام الله علیها صافیه كسبیكة الذهب. كان ایمانها عمیقا مثل البحر. و دافئا كضوء الشمس. فقد كانت من معادن العلم و النور و المعرفة و قد احسن امیر المؤمنین علی‏«علیه السلام‏» فی اختیارها اما لولده ابی الفضل العباس‏«علیه السلام‏» .

و كانت سلام الله علیها لها منزلة كبیرة عند الامام الحسن والامام الحسین و عند زینب العقیلة (علیهم السلام). و قد زارتها زینب الكبرىسلام الله علیها بعد وصولها المدینة تقدم لها العزاء بمصرع اولادها الاربعة. كما كانت زینب‏«علیهاالسلام‏» تتعهد زیارة ام البنین فی كل فرصة تسنح لها خاصة فی المناسبات الدینیة مثل ایام الاعیاد حیث كانت تقوم زینب سلام الله علیها بزیارتها مع مجموعة كبیرة من النساء و الفتیات المؤمنات.




[ پنجشنبه 21 فروردین 1393 ] [ 12:55 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]

زوجة الإمام أمیر المؤمنین ( علیه السلام )

فاطمة بنت حزام - أم البنین - ( علیها السلام )
    

اسمها ونسبها :

إن السیده أم البنین ( علیها السلام ) غلبت كنیتها على اسمها لأمرین :

1 - أنها كُنِّیَت بـ ( أم البنین ) تشبهاً وتیمناً بجدتها لیلى بنت عمرو حیث كان لها خمسة أبناء .

2 - التماسها من أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) أن یقتصر فی ندائها على الكنیة ، لئلا یتذكر الحسنانِ ( علیهما السلام ) أمَّهما فاطمة ( علیها السلام ) یوم كان ینادیها فی الدار .

وإن اسم أم البنین هو : فاطمة الكلابیّة من آل الوحید ، وأهلُها هم من سادات العرب ، وأشرافهم وزعمائهم وأبطالِهم المشهورین ، وأبوها أبو المحل ، واسمُه : حزام بن خَالد بن ربیعة .

 

نشأتها :

نشأت أم البنین ( علیها السلام ) بین أبوینِ شریفین عُرِفا بالأدب والعقل ، وقد حَبَاهَا الله سبحانه وتعالى بجمیل ألطافه ، إذ وهبها نفساً حرةً عفیفةً طاهرة ، وقلباً زكیاً سلیماً ، ورزقها الفطنة والعقل الرشید .

فلما كبرت كانت مثالاً شریفاً بین النساء فی الخُلق الفاضل الحمید ، فجمعت إلى النسب الرفیع حسباً منیفاً ، لذا وقع اختیار عقیل علیها لأن تكون قرینةَ أمیر المؤمنین الإمام علی بن أبی طالب ( علیه السلام ) .

 




[ پنجشنبه 21 فروردین 1393 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]



امام رضا علیه السلام :

كَمالُ الدّینِ وَلایَتُنا و َالبَراءَةُ مِن عَدُوِّنا.


كمال دین، در ولایت ما و بیزارى جستن از دشمن ماست.

بحار الانوار(ط-بیروت)ج27 ، ص58





[ یکشنبه 18 اسفند 1392 ] [ 03:18 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]
امام صادق سلام الله علیه :

مَن ماتَ و لَم یعرف امام زمانِهِ ماتَ میتةً جاهِلیةً؛

هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.



وسایل الشیعه ج16 ، ص246 - کافی(ط-دارالحدیث) ج6 ، ص123




[ یکشنبه 18 اسفند 1392 ] [ 03:12 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]
حضرت زهرا سلام الله علیها:

فَجَعَلَ اللهُ...اِطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّةِ وَ اِمامَتَنا أماناً لِلفِرقَة؛

خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی

و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.

الاحتجاج علی اهل اللجاج (طبرسی)ج1 ، ص99







[ یکشنبه 18 اسفند 1392 ] [ 03:07 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]



سقیفه در بیانات حضرت زهرا (س)


از على علیه‏السلام چه چیزى را نپسندیدند؟

واى بر آنان! خلافت را از كوههاى بلند رسالت و پایه‏هاى نبوت و محل نزول روح‏الأمین با وحى مبین و از عالمان آگاه و حاذق در امر دنیا و دین به كجا كشاندند. بدانید كه این زیانِ آشكار است.
از ابوالحسن (على علیه‏السلام) چه چیزى را نمى‏پسندیدند؟
به خدا قسم، ناراضى بودند از صلابت شمشیرش و بى‏پروائى او از مرگش و شدت حمله‏هایش و برخوردهاى عبرت‏آموز او در جنگ، و از تبحر او در كتاب خداوند و غضب او در امر الهى.

 

چه كسى را بجاى على علیه‏السلام انتخاب كردند؟!

به خدا سوگند، اگر از گرفتن مهارى كه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله آن را به او (على علیه‏السلام) سپرده بود خوددارى مى‏كردند (1) با او انس مى‏گرفت و آنان را چنان به آرامى سیر مى‏داد كه محل بستن مهار را زخمى نكند و حركت‏دهنده‏ى آن خسته نشود و سواره‏ى آن به اضطراب نیفتد. و آنان را بر سر آبى فراوان و گوارا و زلال و وسیع مى‏بُرد كه آب آن از دو طرف نهر لبریز باشد و دو سوى آن گل‏آلود نشود، و آنان را از آنجا سیراب بیرون مى‏آورد. و در حالى كه (2) براى آنان سیرابى را پسندیده است ولى خود از آن استفاده نمى‏كرد مگر بقدر رفع عطش سیراب و دفع شدت گرسنگى.
و اگر خلافت را به او مى‏سپردند بركات آسمان و زمین بر آنان گشوده مى‏شد، ولى آنان از حق روى گردانیدند، پس بزودى خداوند آنان را به آنچه براى خود كسب كرده‏اند مؤاخذه مى‏نماید و كسانى كه ظلم نمودند به زودى سزاى آنچه كسب كرده‏اند به آنان مى‏رسد و نمى‏توانند مانع چنین عاقبتى شوند.
 

پیش‏بینى عاقبت غصب خلافت

هان، بیا و بشنو. و تا زنده‏اى روزگار امر عجیبى را به تو نشان خواهد داد! و اگر تعجب كنى بدانكه همین حادثه تو را به تعجب واداشته است!
به كدام سو روى آوردند؟! و به كدام تكیه‏گاهى إتكا نمودند؟! و به كدام پایه‏اى اعتماد نمودند؟! و به كدام دستاویزى چنگ زدند؟! و بر ضد كدامین ذریّه‏اى اقدام كردند و بر آنان چیره شدند؟! و براى چه كسى انتخاب كردند و براى چه كسى رها نمودند؟! چه بد سرپرستى و چه بد دوستانى! و براى ظالمین چه بد جایگزینى است.
به خدا سوگند پس ماندگان را به جاى پیشتازان، و ترسوى نادان را بجاى دلیر آگاه، و فرومایگان را بجاى معتمدان خود قرار دادند. بینى‏شان بر خاك مالیده باد و پشیمان شوند قومى كه گمان مى‏كنند كار درستى انجام مى‏دهند. بدانید كه آنان مفسدند ولى خود نمى‏دانند.
واى بر آنان! آیا كسى كه به حق هدایت مى‏كند سزاوارتر به پیروى است یا كسى كه خود هدایت نیافته مگر آنكه هدایت شود؟ شما را چه شده است؟! چگونه حكم مى‏كنید؟!
 

خسارت امت با غصب حق على علیه ‏السلام

بدانید قسم به لایزالى خداوند، هم‏اكنون فتنه باردار شده است! پس زمان كوتاهى منتظر بمانید تا ثمره‏اش ظاهر گردد. آنگاه از آن كاسه‏اى لبریز از خون تازه و سم تلخ كشنده بدوشید. آنگاه است كه اهل باطل زیان مى‏كنند، و آیندگان از نتیجه‏ى آنچه پیشینیان پایه گذارده‏اند آگاه مى‏شوند. سپس خیال خود را راحت كنید و قلب خود را براى نزول فتنه قوى كنید و بشارت باد شما را بر شمشیرى برنده، و قهر و غلبه‏ى متجاوز ظالم، و هرج و مرج دائمى و عمومى، و زورگوئى ظالمین كه اموال عمومى را غارت مى‏كند و براى شما چیز كمى باقى مى‏گذارد و جمع شما را درو كرده و نابود مى‏نماید.
افسوس بر شما! چگونه خواهید بود هنگامى كه دچار سر در گمى مى‏شوید؟ آیا حق را به زور به شما بقبولانیم در حالى كه خودتان مایل نیستید؟!




[ یکشنبه 18 اسفند 1392 ] [ 03:03 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]

سقیفه در بیانات امیرالمؤمنین علیه السلام

مرحوم شیخ صدوق به سند خود از ابن‏ عباس نقل مى‏كند كه در حضور امیر مؤمنان على (ع) (در زمان خلافتش) سخن از جریان خلافت (بعد از رسول خدا تا آن زمان) به میان آمد، سخن مشروح زیر را فرمود، (كه ما آن را از نهج‏ البلاغه (1) در اینجا مى‏ آوریم) كه ترجمه‏اش چنین است:

سوگند به خدا فلانى (ابوبكر) رداى خلافت را بر تن كرد، در حالى كه به نیكى مى‏دانست من در گردش درآوردن حكومت اسلامى همانند محور سنگهاى آسیا هستم (كه آسیا بدون آن نمى‏چرخد) او مى‏دانست كه سیلها و چشمه‏هاى علم و كمال از دامن كوهسار وجودم، جریان دارد و پرندگان بلند پرواز را یاراى وصول به افكار بلند من نیست.

پس من رداى خلافت را رها ساختم، و دامنم را از آن پیچیدم و كنار رفتم، در حالى كه در این فكر فرورفته بودم كه با دست تنها (بدون یاور) براى گرفتن حقّى قیام كنم، و یا اینكه در محیط سانسور و ظلمى كه ایجاد كرده بودند، صبر كنم، محیطى كه پیران را فرسوده، و جوانان را پیر، و مردان با ایمان را تا آخر عمر، رنجیده و اندوهگین مى‏سازد.

سرانجام دیدم صبر و بردبارى به عقل و خرد نزدیكتر است، از این رو راه صبر و استقامت را برگزیدم، ولى مانند كسى بودم كه وَ فِى الْعَیْنِ قَذىً، وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً: خاشاك، چشم او را پر كرده، و استخوان، گلوگیرش شده است، با چشم خود مى‏دیدم كه میراثم را به غارت مى‏برند، تا اینكه اوّلى از دنیا رفت، و بعد از خودش خلافت را به دوّمى (پسر خطّاب) سپرد.
در اینجا امام على (ع) به قول اعشى شاعر، متمثّل شد كه مى‏گوید:

شَتّانَ ما یَوْمِى عَلى كُورِها -وَ یَوْمُ حَیّانَ اَخِى جابِرِ

كه چه بسیار بین دیروز و امروز، فرق است! امروز بر كوهان شتر سوارم و گرفتار سختى هستم، ولى در گذشته كه با حیّان برادر جابر بودم در كمال آسایش بسر مى‏بردم» (2) شگفتا! او (ابوبكر) كه در حیات خود از مردم مى‏خواست عذرش را بخواهند، (و با وجود من بیعتش را فسخ كنند) خودش هنگام مرگ، عروس خلافت را براى دیگرى عقد كرد، و این دو نفر... خلافت را مانند دو پستان شیر میان خود قسمت نمودند، و آن را در اختیار كسى قرار داد كه آدمى سخت خشن و تندخو و پراشتباه و پوزش‏طلب بود، كسى رئیس خلافت شد كه همانند شتر سركش بود كه اگر یار او مهارش را سخت نگه مى‏دارد، و رها نمى‏كند، بینى شتر پاره مى‏شد و اگر او را آزاد بگذارد در پرتگاه هلاكت بیفتد، سوگند به خدا مردم در زمان او (عمر) به اشتباه افتادند، و در راه راست گام ننهادند و از حق دورى جستند، پس من در این مدّت (ده سال و شش ماه) راه بردبارى و شكیبائى را به پیش گرفتم، تا او نیز از دنیا رفت، در روزهاى آخر زندگیش، خلافت را در میان جماعتى (شورى) قرار داد، و مرا به پندارش یكى از آنها نمود، براستى پناه به خدا از این شورا، چه وقت بود كه مرا با آنها مقایسه مى‏كردند كه اكنون مرا در ردیف آنها قرار دهند، ولى باز هم كوتاه آمدم و صبر كردم و در شوراى آنها حاضر شدم (3)

بعضى از آنها (سعد وقاص) به خاطر كینه‏اش با من از من روى برتافت و دیگرى (عبدالرّحمن شوهر خواهر مادرى عثمان، به خاطر خویشى با عثمان) خویشاوندى را مقدّم داشت، و آن دو نفر دیگر (طلحه و زبیر) نیز به خاطر جهاتى كه ذكرش خوش‏آیند نیست، به راه دیگر رفتند و در نتیجه سوّمى (عثمان) برنده شد و زمام امور خلافت را بدست گرفت، او همانند شتر پرخور و شكم برآمده، تصمیمى جز انباشتن بیت‏المال و خوردن آن نداشت، بستگان پدرش به همكاریش برخاستند، آنها همچون شتران گرسنه‏اى كه بهاران به سوى علفزار هجوم مى‏برند و با حرص عجیبى گیاهان را مى‏خورند، براى بلعیدن اموال خدا دست از آستین برآوردند، سرانجام بافته‏هایش براى (استحكام خلافت) پنبه شد، و كردار ناشایستش، كارش را تباه ساخت.

---------------------------------------------------

1_نهج‏ البلاغه خطبه 3
2ـ حیّان برادر جابر، در شهر یمامه مى‏زیست و ریاست قوم را به عهده داشت، و بر اثر اموالى كه كَسْرى براى او فرستاد، ثروت بسیار در اختیار داشت، اَعْشى (گوینده شعر فوق) چون ندیم حیّان بود، در آن زمان در عیش و رفاه بسر مى‏برد، ولى بعدها به سختى افتاد و شعر فوق را گفت، منظور حضرت على (ع) از تمثیل به این شعر این است كه در زمان رسول خدا (ص)، مورد عنایت خاص آن حضرت بودم و در كمال احترام بسر مى‏بردم، ولى بعد از او، ستمگران، جهان را بر ما تنگ كردند. (مترجم).
3ـ اعضاى شورائى كه عمر تعیین كرد عبارتند از: على (ع)، عثمان، سعد وقّاص، عبدالرّحمان بن عوف، طلحه و زبیر، این شش نفر در خانه‏اى جمع شدند، زبیر حق خود را به على (ع) داد، طلحه حق خود را به عثمان داد، سعد وقّاص، حق خود را به عبدالرّحمان داد، بعد از مدّتى سكوت، عبدالرّحمن با على (ع) گفت: من حاضرم حق خود را به تو بسپارم مشروط به اینكه به كتاب خدا و سنّت پیامبر و روشن شیخین (ابوبكر و عمر) رفتار كنى!!
على (ع) فرمود: بلكه به كتاب خدا و سنت پیامبر (ص) و علم و اجتهاد خود رفتار مى‏كنم. عبدالرحمان بن عوف این پیشنهاد را به عثمان كرد، عثمان آن را پذیرفت و به این ترتیب (طبق برنامه‏ریزى عمر) عثمان به خلافت رسید (شرح نهج‏البلاغه ابن ابى‏الحدید جلد 1 ص 188)- مترجم.



[ یکشنبه 18 اسفند 1392 ] [ 02:56 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در تعریف امام على علیه السلام فرمودند:

او پیشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است،

مرکز توجّه تمامى موجودات و عارفان است،

فرزندى پاک از خانواده پاکان مى باشد،

گویندهاى حقّگو و هدایتگر است،

او مرکز و محور امامت و رهبریّت است.


متن حدیث:

قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْکَلُ النُّورانى ،

قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.



[ شنبه 17 اسفند 1392 ] [ 12:58 ب.ظ ] [ حسن حویزاوی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 23 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت نشان دادن گوشه ای مظلومیت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها ایجاد شده است . خواهشمند است ما را نظرات سازنده خود محروم نفرمایید متشکرم

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

كد عكس تصادفی

كد تقویم