تبلیغات
بای ذنب قتلت....؟

بای ذنب قتلت....؟
المظلومه الشهیده فاطمه سلام الله علیها
قالب وبلاگ
نویسندگان
دلیل اول:

«وَ مَن یُشاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعدِ ما تَبَیَّنَ لَه‌الهُدی وَ یَتَّبِع غَیرَ سَبِیلِ المُؤمِنِینَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّی وَ نُصلِهِ جَهَنَّمَ وَ ساءَت مَصِیراً» «و هر کسی که با رسول خدا مخالفت کند پس از آن که راه هدایت برای او تبیین شد و نیز کسی که راهی غیر از مؤمنین را، پیروی کند كسی را که ولیّ خود قرار داده ما هم اورا ولیّش قرار می‌دهیم (او را به‌ آن ولی وا می‌گذاریم) و به جهنم وارد می‌کنیم و آن بد بازگشت گاهی است.» (سوره نساء/115)

روشن است که سبیل مؤمنین به هیچ وجه نمی‌تواند مخالف سنت و سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله باشد؛ از سوی دیگر از آن جا که سنّت رسول صلی الله علیه و آله مصون از خطاست، لازمه‌ی جمع میان سنّت رسول و سبیل مؤمنین آن است که سبیل مؤمنین، راهی است که در آن گناه و خطا نیست و مصون از خطاست؛ لذا باید این سبیل، سبیل مؤمنین بدون خطا یا معصوم باشد نه سبیل هر گروه‌از مسلمانان].

از طرف دیگر چون ما از مخالفت با سبیل مؤمنین نهی شده‌ایم، ناچار باید آنان را بشناسیم و برای شناختن کسانی که از یك طرف معصوم هستند و از طرف دیگر مخالفت با آنان جایز نیست، تنها راه، این است که خود پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) آنان را معرفی کند، یعنی باید منصوص باشند.

از طرف دیگر جمله «نُوَلِّهِ ما تَوَلَّی» بیان می‌دارد که مخالف با رسول کسی است که سرپرستی غیر از رسول یا ولی منتخب خدا و رسول را اتّخاذ کرده‌است؛ پس به این نتیجه می‌رسیم كه ولیّ و سرپرستی که فرد مخالف با پیامبر، برای خود برگزیده‌است، ولی و سرپرستی انتخابی است، یعنی كسی است كه ولایت او ولایت من دون الله است. (از طریق شورا یا اجماع چند نفر تعیین شده است) در نتیجه منظور قرآن در این آیه شریفه، سرزنش و توبیخ و تهدید کسانی است که ولایت و سرپرستی اولیاء منصوب از طرف خدا را کنار نهاده و سرپرستی و رهبری غیر را پذیرفته‌اند
[1].
دلیل دوم:
امام در لغت عرب به معنی پیشوا می‌باشد و واضح است كه هیچ جامعه‌ی بشری نمی‌تواند بدون پیشوا باشد؛ از طرفی هم ما مسلمانان باید تعریف امام و ویژگیهای آن را از قرآن کریم گرفته و سپس دنبال مصداق آن بگردیم، نه اینکه ابتدا شخص امام را تعیین نموده و بر اساس انتخاب خود، برای آن تعریف بسازیم و بر آن اساس استدلال نماییم. واژه امام در قرآن، در موارد و معانی متعددی استعمال شده است. ولی لفظ امام به معنی یك انسان كه وظیفه رهبری مردم را دارد هشت بار در قرآن آمده است.

امامت در دو آیه همراه با هدایت آمده است «وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا»، از این دو آیه می‌توان دریافت كه وظیفه امام، هدایت مردم است. خداوند هم در قرآن هدایت را امری مخصوص خود دانسته است،‌ آنجا كه می‌فرماید «إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَى‏ (لیل/12)» و در جای دیگر می‌فرماید: «وَلَقَدْ جَاءَهُم مِن رَبِّهِمُ الْهُدَى‏ (نجم23)» «هدایت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است» در واقع امام هادی امت است و هدایت هم وظیفه خداوند است، در نتیجه امر امامت امری انتصابی است كه ازجانب خداوند تعیین می‌شود.

همچنین، خداوند از یك طرف می‌فرماید «وجَعَلْنا» یعنی ما آنها را امام قرار دادیم و از طرف دیگر می‌فرماید «یَهْدُونَ بِأَمْرِنا» یعنی به امر و فرمان ما هدایت می‌كنند كه این امر هم بیانگر این است كه امامت امری انتصابی است[2].


دلیل سوم:


خداوند در مورد حضرت موسی و هارون می‌فرماید «...... وَقَالَ مُوسَى‏ لْأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمی‌وَأَصْلِحْ وَلاَتَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ» (اعراف/142) «و موسى به برادرش هارون گفت جانشین من در میان قومم باش. و (آنها) را اصلاح كن و از روش مفسدان، پیروى منما»

موسی كلیم الله در غیبت چهل روزه امر امت را به خودشان وانگذارد و هارون را كه افضل از همه بنی اسرائیل بود خلیفه و وصی خود قرار داد تا امر نبوت در فقدان او مختل نگردد؛ پیغمبر خاتم هم كه شریعتش اكمل و دستوراتش اتم و تا روز قیامت پایدار است به طریق اولی باید مردم جاهل را به خودشان وانگذارد و مردم نادان را حیران ننماید وشریعت را به دست جهال ندهد تا هر كس به میل خود در او تصرفات نماید یكی به رأی قیاس دیگری تفریق شریعت و طریقت عمل كند تا یك ملت به هفتاد وسه گروه تقسیم شود.

در مورد طالوت هم می‌خوانیم «أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنی‏ إِسْرائیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى‏ إِذْ قالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ ....... وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى یَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَیْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ یُؤْتی‏ مُلْكَهُ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ» «آیا مشاهده نكردى جمعى از بنى‌اسرائیل را بعد از موسى، كه به پیامبر خود گفتند فرمانده‌ای براى ما انتخاب كن تا در راه خدا پیكار كنیم..... و پیامبرشان به آنها گفت خداوند طالوت را براى زمامدارى شما مبعوث كرده است. گفتند: چگونه او بر ما حكومت كند، با اینكه ما از او شایسته‏تریم، و او ثروت زیادى ندارد؟! گفت: خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم و جسم، وسعت بخشیده است. خداوند، مُلكَش را به هر كس بخواهد، مى‏بخشد؛ و خداوند، وسعت دهنده و علیم است.»

1. دقت كنید كه طبق این آیات، مردم حتی فرمانده خود را هم نباید انتخاب كنند، لذا از پیامبر خود می‌خواهند تا حاکمی‌برای آنها تعیین نماید. نكته دوم اینكه پیامبر آنان فرمود «خداوند طالوت را براى زمامدارى شما مبعوث كرده است.» به راستی جایی كه پیامبر یك امتی نباید فرمانده نظامی‌را تعیین كند، چگونه است كه مردم می‌توانند رهبر دینی و دنیایی خود را انتخاب كنند؟!؟!؟!

2. نكته‌ی سوم اینكه طبق این آیه، شرط حاكم شدن، قدرت جسمی‌و علمی‌است. پس حاکم جامعه باید دارای علم و قدرت باشد. حال مردم از كجا درمی‌یابند كه علم چه كسی برتر است؟ آیا غیر از این است كه این شخص را خداوند باید معرفی و پیامبر باید ابلاغ كند؟
منبع:http://mahdys.blogfa.com/post-55.aspx



[ چهارشنبه 25 فروردین 1395 ] [ 08:49 ق.ظ ] [ حسن حویزاوی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت نشان دادن گوشه ای مظلومیت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها ایجاد شده است . خواهشمند است ما را نظرات سازنده خود محروم نفرمایید متشکرم

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

استخاره آنلاین با قرآن کریم


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

كد عكس تصادفی

كد تقویم